تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ششم مرداد 1393

 

عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند.  پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.

بعضی از مراجع تقلید و علمای شیعه معتقدند تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع است و پیروی از آن بر تمام شیعیان حتی مراجعی که نسبت به آن علم ندارند(رؤیت ماه جدید برای آنها ثابت نشده) لازم است.

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک مـــــــاه ی خود را در رمضـــــــــان، از ایــــــن به بعــــــــــــد هم حفـــــــــــــظ کنیم . . .

عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان مبارک باد



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هفتم تیر 1393

میخائیل نعیمه
از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب «صوت العدالة الانسانیة» نوشته درباره حضرت علی(ع) چنین می گوید: «پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود، بلکه او در روشن بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله،  شور ایمان، بلندی همت، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود؛ اگرچه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم.»

کارلایل
فیلسوف انگلیسی، هرگاه به نام علی(ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: «ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم؛ زیرا هرچه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است.»

لامنس
لامنس، کشیش بلژیکی درباره علی (ع) می گوید: «برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند، چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.»

همچنین عبد الفتاح عبدالمقصود نویسنده مصری می‌گوید: «من همواره اخلاق و موهبت‌های الهی و آنچه را که تشکیل دهنده شخصیت است، مقیاس شناختن عظمت انسانی قرار می دهم، از اینرو بعد از محمد(ص) کسی را ندیده ام که شایسته باشد پس از او قرار گیرد یا بتواند در ردیف او باشد. این واقعیتی است که حقایق تاریخ گویای آن است. امام علی برترین مردی است که روزگار تا پایان عمر خود، چون او نزاید و اوست که اخبار و گفتارش برای هدایت طلبان چون شعاعی می درخشد. او مجسمه‌ای از کمال است که در قالب بشریت ریخته شده است.»

 

ایام سوگواری و شهادت امیرالمومنین، حضرت علی بن ابطالب

بر همه محبین و شیعیان حضرت تسلیت باد

 

التماس دعا



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه سی ام خرداد 1393

 

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

 

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت
کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز
باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

 

پیشاپیش فرا رسیدن ماه رحمت و مغفرت و آمرزش

ماه مبارک رمضان

بر عاشقان حق مبارک باد

 

التماس دعا



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393

تو خودت!

مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،

ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟

تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،

ز غمخوارگی و مهر و عطوفت

تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟

چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟

چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟

چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

چه کسی راه به روی تو گشوده؟

چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد

چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...

تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!

هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...

هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.

خواهش نفس شده یار و خدایت ،

و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،

و به آفاق نبردند صدایت

و غریب است امامت

من که هستم ،

تو کجایی؟

تو خودت کاش بیایی

به خودت کاش بیایی...!

 

 

یک عمر تو زخمهای ما را بستی

هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان

ما تازه به یادمان می آید هستی

 

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا 5 صلوات هدیه نمایید

اللهم عجل لولیک الفرج



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393

 

 

سراسر وجود علی، تاریخ و سیرت علی، خلق و خوی علی، رنگ و بوی علی، سخن و گفتگوی علی درس است و سرمشق است و تعلیم است و رهبری است.

همچنان که جذب های علی برای ما آموزنده و درس است، دفع های او نیز چنین است. ما معمولًا در زیارتهای علی و سایر اظهار ادبها مدعی میشویم که ما دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو هستیم. تعبیر دیگر این جمله این است که ما به سوی آن نقطه میرویم که در جوّ جاذبی تو قرار دارد و تو جذب میکنی و از آن نقاط دوری میگزینیم که تو آنها را دفع میکنی.

اما حضرت علی(ع) دو طبقه را سخت دفع کرده است:

1. منافقان زیرک.

2. زاهدان احمق.

همین دو درس برای مدعیان تشیع او کافی است که چشم باز کنند و فریب منافقان را نخورند، تیزبین باشند و ظاهربینی را رها نمایند، که جامعه تشیع در حال حاضر سخت به این دو درد مبتلاست.


جاذبه و دافعه امام علی

 


خواهي که ببيني رخ پيغمبر را
بنگر رخ زيباي علي اکبر را
در منطق و خلق و خوي او مي بيني
با ديده ي جان محمدي ديگر را


*
ميلاد شبيه ترين آينه پيغمبري

و روز جوان

بر شما جوانان ایران زمین مبارک باد*



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393

 

 

محبت، تنها داروی علاج بشریت نیست. در مذاقها و  مزاجهایی خشونت نیز ضرورت دارد و مبارزه و دفع و طرد لازم است. اسلام، هم دین جذب و محبت است و هم دین دفع و نقمت

ممکن است بگوییم نقمتها نیز مظاهری از عواطف و محبتهاست. در دعا میخوانیم  «یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» ای کسی که رحمت و مهرت بر خشمت پیشی گرفت و چون خواستی رحمت کنی غضب کردی و خشم گرفتی، والّا اگر آن رحمت و مهر نبود غضب نیز نمی‌بود.

مانند پدری که بر فرزندش خشم میگیرد چون او را دوست دارد و به آینده او علاقهمند است؛ اگر خلافی را انجام دهد ناراحت میشود و گاهی کتکش میزند و حال اینکه چه بسا رفتاری ناهنجارتر را از فرزندان و بچههای دیگران ببیند ولی هیچ گونه احساسی را در مقابل ندارد. در مورد فرزندش خشمگین شد زیرا که علاقه داشت ولی در مورد دیگران به خشم نیامد چون علاقه نبود.

و از طرفی علاقهها گاهی کاذب است یعنی احساسی است که عقل بر آن حکومت ندارد، کما اینکه در قرآن میفرماید:

وَ لا تَأْخُذْ کمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی دینِ اللَّهِ. (نور/ 2).

در اجرای قانون الهی رأفت و مهرتان به مجرم گل نکند (زیرا اسلام همان گونه که نسبت به افراد علاقه میورزد به اجتماع نیز علاقهمند است).

بزرگترین گناه گناهی است که در نظر انسان کوچک آید و بیاهمیت تلقی گردد. امیرالمؤمنین میفرماید:

اشَدُّ الذُّنوبِ مَا ا سْتَهانَ بِهِ صاحِبُهُ. (نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 340).

سختترین گناهان گناهی است که گناهکار آن را آسان و ناچیز پندارد.

شیوع گناه تنها چیزی است که عظمت گناه را از دیدهها میبرد و آن را در نظر فرد ناچیز جلوه میدهد. و لذا اسلام میگوید هنگامی که گناهی انجام گرفت و این گناه در خفای کامل نبود و افرادی بر آن آگاهی یافتند، باید گناهکار مورد سیاست قرار گیرد: یا حد بخورد و یا تعزیر شود.

در اثر گناه یک فرد و اشاعه آن، اجتماع یک قدم به گناه نزدیک شد و این از بزرگترین خطرات است برای آن. پس باید گناهکار را به مقتضای اهمیت گناهش کیفر داد تا باز اجتماع به راه برگردد و عظمت گناه از دیدهها بیرون نرود. بنابراین خود کیفر و نقمت، مهری است که نسبت به اجتماع مبذول میگردد

جاذبه و دافعه امام علی (ع)

 



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه هفدهم خرداد 1393

 

انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْک عِبادَةُ التُّجّارِ، وَ انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْک عِبادَةُ الْعَبیدِ، وَ انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبادَةُ الاْحْرارِ « نهج البلاغه، حکمت 229».

همانا گروهی خدای را به انگیزه پاداش میپرستند، این عبادت تجارت پیشگان است؛ و گروهی او را از ترس میپرستند، این عبادت عبادت برده صفتان است؛ و گروهی او را برای آنکه او را سپاسگزاری کرده باشند میپرستند، این عبادت آزادگان است.

لَوْلَمْ یتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلی مَعْصِیتِهِ لَکانَ یجِبُ انْ لایعْصی شُکراً لِنِعَمِهِ « نهج البلاغه، حکمت 282».

فرضاً خداوند کیفری برای نافرمانی معین نکرده بود، سپاسگزاری ایجاب میکرد که فرمانش تمرد نشود. از کلمات آن حضرت است:

الهی ما عَبَدْتُک خَوْفاً مِنْ نارِک وَ لا طَمَعاً فی جَنَّتِک بَلْ وَجَدْتُک اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُک « بحار الانوار، ج 41، ب 101/ ص 14».

من تو را به خاطر بیم از کیفرت و یا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نکردهام؛ من تو را بدان جهت پرستش کردم که شایسته پرستش یافتم.

سیری در نهج البلاغه

 



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه شانزدهم خرداد 1393

 

از دیدگاه نهج البلاغه دنیای عبادت دنیای دیگری است. دنیای عبادت آکنده از لذت است، لذتی که با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست. دنیای عبادت پر از جوشش و جنبش و سیر و سفر است، اما سیر و سفری که «به مصر و عراق و شام» و یا هر شهر دیگر زمینی منتهی نمیشود؛ به شهری منتهی میشود «کو را نام نیست». دنیای عبادت، شب و روز ندارد، زیرا همه روشنایی است، تیرگی و اندوه و کدورت ندارد، یکسره صفا و خلوص است. از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است کسی که به این دنیا پاگذارد و نسیم جانبخش این دنیا او را نوازشدهد. آن کس که به این دنیا گام نهد، دیگر اهمیت نمیدهد که در دنیای ماده و جسم بر دیبا سر نهد یا بر خشت:

طوبی لِنَفْسٍ ادَّتْ الی رَبِّها فَرْضَها وَ عَرَکتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها وَ هَجَرَتْ فِی اللَّیلِ غُمْضَها حَتّی اذا غَلَبَ الْکری عَلَیهَا افْتَرَشَتْ ارْضَها وَ تَوَسَّدَتْ کفَّها فی مَعْشَرٍ اسْهَرَ عُیونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِمْ وَ تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِکرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنوبُهُمْ. اوُلئِک حِزْبُ اللَّهِ، الا انَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحونَ « نامه 45».

چه خوشبخت و سعادتمند است آن که فرایض پروردگار خویش را انجام میدهد (اللَّه، یار و حمد و قل هواللَّه کار اوست)، رنجها و ناراحتیها را در زیر پهلوی خود خرد میکند، شب هنگام از خواب دوری میگزیند و شب زنده داری مینماید، آنگاه که سپاه خواب حمله میآورد زمین را فرش و دست خود را بالش قرار میدهد، در گروهی است که نگرانی روز بازگشت خواب از چشمانشان ربوده، پهلوهاشان از خوابگاه هایشان جا خالی میکنند، لبهایشان به ذکر پروردگارشان آهسته حرکت میکنند، ابر مظلم گناه هایشان بر اثر استغفارهای مداومشان پس میرود. آنانند حزب خدا، همانا آنانند رستگاران!

از نظر نهج البلاغه عبادت تنها انجام یک سلسله اعمال خشک و بیروح نیست. اعمال بدنی صورت و پیکره عبادت است، روح و معنی چیز دیگر است. اعمال بدنی آنگاه زنده و جاندار است و شایسته نام واقعی عبادت است که با آن روح و معنی توأم باشد. عبادت واقعی نوعی خروج و انتقال از دنیای سه بعدی و قدم نهادن در دنیایی دیگر است، دنیایی که به نوبه خود پر است از جوشش و جنبش و از واردات قلبی و لذتهای خاص به خود.

سیری در نهج البلاغه

 



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است:

یاد حق و غیر او را از یاد بردن. قرآن کریم در یک جا به اثر تربیتی و جنبه تقویتی روحی عبادت اشاره میکند و میگوید: «نماز از کار بد و زشت باز میدارد» و در جای دیگر میگوید: «نماز را برای اینکه به یاد من باشی بپادار»، اشاره به اینکه انسان که نماز میخواند و در یاد خداست همواره در یاد دارد که ذات دانا و بینایی مراقب اوست، و فراموش نمیکند که خودش بنده است.

ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا میدهد و صفا میبخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار میدهد. علی درباره یاد حق که روح عبادت است چنین میفرماید:

انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالی جَعَلَ الذِّکرَ جِلاءً لِلْقُلوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَتَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدَةِ وَ ما بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ الاؤُهُ فِی الْبُرْهَةِ بَعْدَالْبُرْهَةِ وَ فی ازْمانِ الْفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُمْ فی فِکرِهِمْ وَکلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقولِهِمْ « خطبه 213».

خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است. دلها بدین وسیله از پس کری شنوا و از پس نابینایی بینا و از پس سرکشی و عناد رام میگردند. همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برههای از زمان و در زمانهاییکه پیامبری درمیان مردم نبوده است، بندگانی داشته و دارد که در سرّ ضمیر آنها با آنها راز میگوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم میکند.

در این کلمات خاصیت عجیب و تأثیر شگرف یاد حق در دلها بیان شده است تا جایی که دل قابل الهام گیری و مکالمه با خدا میگردد.

 سیری در نهج البلاغه

 

پانزده خرداد روز آغاز نهضت مقدس اسلامی ، روز عصیان علیه طاغوت و طاغوتیان و روزی است که ملت زیر بیرق اسلام آمد و برای مقابله با دشمنان اسلام و قرآن وارد صحنه شد و پشت رژیم ستم را به لرزه انداخت.

سالروز قیام پانزدهم خرداد را گرامی می داریم.



ارسال توسط گل سرخ
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393

 

عبادت و پرستش خداوند یکتا وترک پرستش هر موجود دیگر، یکی از اصول تعلیمات پیامبران الهی است. تعلیمات هیچ پیامبری از عبادت خالی نبوده است.در دیانت مقدسه اسلام نیز عبادت سرلوحه همه تعلیمات است.

چیزی که هست در اسلام عبادت به صورت یک سلسله تعلیمات جدا از زندگی که صرفاً به دنیای دیگر تعلق داشته باشد وجود ندارد؛ عبادات اسلامی با فلسفههای زندگی توأم است و در متن زندگی واقع است.

گذشته از اینکه برخی عبادات اسلامی به صورت مشترک و همکاری دسته جمعی صورت میگیرد، اسلام به عبادتهای فردی نیز آنچنان شکل داده است که متضمن انجام پارهای از وظایف زندگی است. مثلًا نماز که مظهر کامل اظهار عبودیت است، چنان در اسلام شکل خاص یافته است که حتی فردی که میخواهد در گوشه خلوت به تنهایی نماز بخواند خود به خود به انجام پارهای از وظایف اخلاقی و اجتماعی از قبیل نظافت، احترام به حقوق دیگران، وقت شناسی، جهت شناسی، ضبط احساسات، اعلام صلح و سلم با بندگان شایسته خدا و غیره مقید میگردد.

از نظر اسلام هر کار خیر و مفیدی اگر با انگیزه پاک خدایی توأم باشد عبادت است. لهذا درس خواندن، کار و کسب کردن، فعالیت اجتماعی کردن اگر للّه و فی اللَّه باشد عبادت است.

 منبع: سیری در نهج البلاغه

 

می فروشی گفت کالایم می است
رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست دارم چون که او
هم خم است و هم می است و هم نی است

سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب

حضرت امام خمینی

تسلیت باد



ارسال توسط گل سرخ